تبليغاتX
دختر بابایی

دختر بابایی

ورود به دنیای دختران،جاده یک طرفه است!

به نام خداوند مهربان
سلام به همگی .امودم یه خبری رو بدم و برم ودیگه مزاحم نمیشم.
چند وقتی بود که قصد داشتم وبمو تعطیل کنم و برم پی درس و زندگیم.
الانم قصد دارم همین کار رو بکنم البته چند روزه دیگه وبمو حذف می کنم.
بابام بهم قول داده که اگه ترم اول دانشگاه شاگرد اول بشم یه ماشین برام می خره حالا منم می خوام بچسبم به درس تا ماشین رو بگیرم .
خلاصه اینکه از این به بعد دیگه هیچ پستی نمی ذارم و هر چرت و پرتی هم که توی وبم دیدین باور نکنین و دیگه هم وبی به این نام نمی زنم.
توی این مدت دوستای خوب زیاد پیدا کردم و واقعا ناراحتم از اینکه قراره برم اما سعی می کنم که حداقل توی وب دوستام بیام.
خیلی دوستون دارم
خداحافظ

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 21:33  توسط آزاده  | 

به نام خدا
سلام به همه ی دوستای گلم .امیدوارم حالتون خوب باشه.
این روزا مثه اینکه یه خبرایی توی وبلاگم شده که خودم امروز فهمیدم.امروز رفته بودم کلاس زبان اونجا دوستام بهم گفتن که یه چرت و پرتایی توی وبم نوشتن و خودم تازه فهمیدم قضیه از چه قراره.
الانم اومدم بگم که همچین خبری نیست و یک ادم خیلی بی شعور خواسته یه همچین شوخی ای بکنه یا شایدم خواسته انتقام بگیره.
الانم فقط می خوام بگم تا این سوء تفاهم ها بر طرف شه.من نه توی دانشگاه عاشق کسی شدم و نه می خوام مخه کسی رو بزنم.
یه چیزی هم به اون ادم بی شعوره عقده ای بگم که اگه خواستی با این کارت منو راضی کنی یا نمی دونم خواستی انتقام بگیری کور خوندی و  هنوز حرف من همونه و من بیدی نیستم که به این بادا بلرزم.فهمیدی؟
من شناختمت که کی هستی و با این عملت کاری کردی که حالم ازت بهم بخوره!
خوب دیگه کارم تموم شد  و از سوء تفاهمی که پیش اومد واقعا معذرت می خوام.
خداحافظ

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 19:26  توسط آزاده  |